هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

40

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« گرچه صفاهان ، بهشت روى زمين است * ليك نيرزد به يك بهار بروجرد » روز حركت از « بروجرد » ، به تكيه آمديم . از تكاياى قديم بود . چون در ايران رسم است كه در ديوار اتاق‌ها و منازل هركس ، يك چيزى مىنويسد و ديوار اتاق سفيد شده را به خطهاى گوناگون ضايع مىكنند . در اين تكيه ، يك رباعى نوشته بودند [ كه ] از مضمونش خوشم آمد ؛ در اين‌جا مىنويسم : رباعى صد خانه اگر به طاعت « آباد » كنى * بهْ زين نبود كه خاطرى « شاد » كنى گر « بنده » كُنى ز لطفِ خود « آزاد » ى را * بِهْ زان كه هزار « بنده » ، « آزاد » كنى به‌هرحال ، نواب اشرف و الا حشمت السلطان و امان الله خان سرهنگ نواده هشت نه ساله حسينقلى خان والى و سردار اشرف « پشتكوه » ، كه ملقب به « صارم السلطنه » « 1 » است ؛ و همچنين نوادهء دخترى حضرت و الا حشمت الدوله ، با فوج « پشتكوه » ، كه [ به ] « بروجرد » آمده بود و محمد باقر خان سرتيپ و رئيس تلگراف خانه و نواب و الا « محمد خان ميرپنج » ، برادرزادهء شاهزاده حاجى بهاء الدوله ، سركردهء فوج « سيلاخور » و برادر ميرپنج ، « مهدى قلى ميرزا سرتيپ » و جمعى ديگر و ميرزا حسينعلى خان شوشترى ، نايب الحكومه « بروجرد » ، براى مشايعت حضرت « سردار اكرم » ، به تكيه آمدند . يك ساعت به غروب مانده ، از « بروجرد » حركت شد . فوج « پشتكوه » و فوج « كمره » هم حسب الامر حكومت ، محض احترام ، نزديك قلعه حكومت [ ى ] صف كشيده ، حضرت « سردار اكرم » از ميان دو صف گذشته ، بعد از وداع روانه شديم . ما بين راه ، قريب [ به ] يك فرسخ از « بروجرد » دور تر ، دسته‌دسته از فقرا و دراويش و گداها جمع شده ، از « سردار اكرم » پول مىگرفتند . در كمتر ولايتى از ولايات « ايران » ، اين‌قدر « فقير » و « گدا » و « سيد سائل » ديده بودم . ايشان را يك دقيقه در منزل آسوده نمىگذارند .

--> ( 1 ) . حسين قلى خان ابو قداره ، ملقب به صارم السلطنه و سردار اشرف ، و والى « پشتكوه » پسر « حيدر خان » پسر « حسن خان والى » است . وى همواره 2000 فرد مسلح به نام « عمله » داشته كه در سركوب ياغيان به شدت تمام عمل مىكردند . در سال 1317 ه . ق . درگذشت و پسرش غلامرضا خان صارم السلطنه جانشين پدر گرديد . ( القاب رجال دولت قاجاريه ، 95 ) .